• تور اروپای استاد ناظری به همراه گروه دستان (تهیه بلیت)
     استاد شهرام ناظری به همراه گروه دستان تور پاییزی در پنج شهر اروپایی خواهند داشت. این برنامه در شهرهای کلن، برلین، بروکسل، گوتبرگ و ا
    کنسرت استاد شهرام ناظری با گروه دستان در اروپا
    گروه دستان از اواخر نوامبر و اواسط دسامبر (دی ماه) تور کنسرت‌هایی را به همراه شهرام ناظری در اروپا برگزار می‌کند. 

    ایمیل :
    موبایل :
    آثار خبر و گزارش
    گفتگو و مقاله خانه دوستداران
     

    حضور استاد ناظری در مراسم جشن تولد استاد شجریان

    دو چهره، دو اسطوره، دو نام بزرگ و در یک کلام دو استاد آواز، بار دیگر در یک قاب دوشادوش یکدیگر قرار گرفتند. این دو البته تنها نبودند و چهره‌های شناخته‌شده دیگری در کنار این دو قرار گرفتند تا روزی تاریخی را در موسیقی و هنر ایران‌زمین ثبت کنند. یکی خسرو آواز ایران و دیگری شوالیه‌ای که آنچنان که خودش هم گفت؛ به دیدار دوست دیرینه خود آمده بود تا برایش آواز تولد مبارک بخواند. این مراسم دوستانه تولد محمدرضا شجریان بود که در دفتر مجله سخن و به دعوت شاهرخ تویسرکانی تدارک دیده شده بود. اتفاق مهمی که شاید حضور بزرگانی چون مسعود کیمیایی، فاطمه معتمدآریا، سیدعلی صالحی، پرویز کلانتری، آیدین آغداشلو و... را زیر سایه خود برد. اما تنها اتفاق این مراسم، دیدار نبود. ناظری که این روزها سرما خورده است، پیش از صحبت‌هایش گفت که بهتر بود از من بخواهید که برای استاد بخوانم و از روزهای آشنایی‌اش با شجریان گفت و چهار بیت از غزل «شادباش ‌ای عشق خوش سودای ما» مولانا را برای شجریان با سه‌تار خواند. شهرام ناظری که شاید میهمان خاص این مراسم محسوب مي‌شد آخرین کسی بود که پیش از محمدرضا شجریان صحبت کرد. اما صحبت‌های او جنس و رنگش چنانچه خودش گفت با بقیه فرق می‌کرد: «همه کسانی که در این جمع هستند و صحبت کردند، در حقیقت حق مطلب را درباره این استاد یگانه ما ادا کردند. هرچند که برای تولد شجریان همه ملت جشن می‌گیرند، اما ما نماینده ملت ایران هستیم. شاید به نسبت همه شماها فضای دیگری را در کنار ایشان تجربه کرده‌ام. برای اینکه تقریبا تنگاتنگ با ایشان آشنا بودم.» ناظری با اشاره به آشنایی‌اش با شجریان در سال 53 گفت: «در ۲۶سالگی برای نخستین‌بار در رادیو ایران توسط هوشنگ ابتهاج (هـ . الف سایه) به شجریان معرفی شدم. در همان روزی که با هم آشنا شدیم رفاقتی میانمان شکل گرفت. البته ایشان چند سالی از من بزرگ‌تر هستند. اما خب یک فضایی در بین ما به وجود آمد و ایشان در همان روز آشنایی از من خواست که ماشینم را در پارکینگ رادیو پارک کنم و به‌همراهش به خانه بروم. این آغاز راهی بود که شش سال بدون توقف با ایشان همراه بودم و رابطه عجیب دوستانه‌ای میان ما وجود داشت.» شوالیه آواز ایران با بیان اینکه؛ یکی از شانس‌های زندگی من این بود که با دریایی از معرفت و طرز فکر بالای انسانی و اجتماعی ایشان آشنا شوم، افزود: «خودم هم البته آدم انقلابی‌ای بودم. چون اهل ادب و ادبیات و شعر و شاعری بودم ذهنیت خاصی داشتم و همین ذهنیت خاص را ایشان با هوش خودشان گرفته بودند. همین که گذاشتند من در کنارشان باشم و این معاشرت عمیق و عاشقانه ادامه پیدا کند.» ناظری در بخشی از صحبت‌هایش به افکار شجریان اشاره کرد و گفت: «در همان روز اولی که ایشان را دیدم متوجه شدم که با خیلی از هنرمندان دیگر فرق می‌کنند. ایشان یک ذهنیت متعالی دیگری داشت و به اجتماع فکر می‌کرد. یک حس متعهدانه بسیار زیبایی در درونش وجود داشت و آدمی اهل استغنا و تزکیه نفس هستند. در دوره‌ای که شاید به استثنای چند هنرمند بقیه دنبال مجالس و کارهای خاص بودند ایشان با عشق و تزکیه نفس و استغنا این هنر را دنبال می‌کرد. واقعا زحمت می‌کشید. گاهی وقت‌ها وقتی می‌دیدم ایشان به‌عنوان یک هنرمند پیشرو چقدر در تنگنا هستند تا خودش را حفظ کند. مجموعه این خصوصیات باعث شده بود که من به ایشان نزدیک شوم.» او از نزدیکی روحی که با خسرو آواز ایران داشت گفت: «گاهی وقت‌ها ما ساعت دو شب از هم جدا می‌شدیم و پنج صبح ایشان زنگ می‌زد و به‌دنبالم می‌آمد. شاید خدا می‌خواست و برای من شانس بزرگی بود که بتوانم دریای معرفت و تفکر متعهدانه ایشان را از نزدیک درک کنم. یکی از کسانی که در زندگی هنری من نقش مهمی داشته، آشنایی و معاشرت من با محمدرضا شجریان بوده است.» به گفته ناظری: «او از ابتدا همین طرز فکر را داشت و در همه دوره‌ها صدای اعتراض او بلند شد و بار‌ها از حقانیت مردم و هنر دفاع کرد و همین روند را تا امروز ادامه داد. ایشان از خودش چهره‌ای را به وجود آورد که به نظر من تنها آوازخوان نیست. چون صداهای خوب بسیار است. صدایی آمیخته با دوران و تاریخ می‌شود که بتواند متعهدانه خودش را به خاطر مردم و اجتماع فدا کند. چنین هنرمندانی کم هستند و این رمز ماندگاری هنرمندی است که استاد بی‌بدیل ماست پس از دقایقی که که تقریبا تمام حاضرین در جمع درباره استاد آواز ایران سخنانی را بر زبان آوردند، در انتهای برنامه، خود استاد «محمد رضا شجریان» با تقدیر از برگزار کنندگان این برنامه، رو به حاضرین، سخنانش را اینگونه آغاز کرد: « من کاری نکردم و مانند همه هستم اما از شانس من قرعه فال را به حال من زدند. امروز‌‌ همان طور که کلانتری گفت قبیله‌ای زندگی کردن ما هنرمندان باعث جدایی ما شده است و این خوب نیست. من مانند یک قطره‌ای بودم که از برف و یا ابر چکید و راه دریا را در پیش گرفت. برای من مردم ایران و جهان دریا هستند و این امر را از بچگی و از پدر و مادرم آموختم من از کودکی آموختم که باید شادی‌ام را با دیگران تقسیم کنم. و به همین دلیل حتی در بازی‌های کودکانه دوستانم می‌خواستند که من در طرف آن‌ها باشم و در تیم آن‌ها باشم. همین روحیه باعث شد که من از کودکی تا امروز با هیچ کسی دعوا و کتک کاری نکرده‌ام. من راه آدم‌ها و مردم را در پیش گرفتم و مهم‌ترین سرمایه برای من مردم و آدم‌ها هستند. امروز خیلی‌ها در من زندگی می‌کنند و من برای دیگران زندگی می‌کنم. زیرا معتقدم زندگی برای «تو» معنا دارد به همین دلیل سعی کردم هنرم برای انسان‌ها و انسانیت باشد. زیرا معتقدم رفتار انسان‌ها اگر خوب باشد مانند نسیمی است که از عطر و گل و یاس می‌آید. ما باید ابتدا از بدی و تعفن خود بیرون بیاییم برای آنکه بتوانیم با انسانهای دیگر زندگی کنیم و با آن‌ها دیدار کنیم. دیدار‌ها برای من مهم است و من همیشه سعی کردم غرور شخصی خودم را برای غرور ملی و فرهنگ ملی کنار بگذارم. مردم وقتی زیر فشار باشند نمی‌توانند به مسئله دیگری فکر کنند و نمی‌توان از آن‌ها توقع زیادی داشت. مانند هستهٔ گیاهی که اگر طبیعی باشد و در خاک قرار بگیرد رشد می‌کند اما اگر این هسته زیر فشار باشد و آن را بشکنند و بعد روغن آن را بگیرند دیگر رشد نمی‌کند. زندگی در شرایطی که زیر نگاه‌ها و پروژکتورهای دیگران هستیم سخت است اما امروز هدیه‌ای که مردم به ما می‌دهند فقط به خاطر آن است که ما آن‌ها را دوست داشتیم و من نیز همیشه آن‌ها را دوست داشتم. من همیشه تلاش کردم خوشی‌هایم را با دیگران تقسیم کنم و ناراحتی‌های دیگران را با خودم تقسیم کردم. زندگی برای من جز دیدار با مردم نیست. »
    تاریخ درج :  1392/7/5
    منبع :