• تور اروپای استاد ناظری به همراه گروه دستان (تهیه بلیت)
     استاد شهرام ناظری به همراه گروه دستان تور پاییزی در پنج شهر اروپایی خواهند داشت. این برنامه در شهرهای کلن، برلین، بروکسل، گوتبرگ و ا
    کنسرت استاد شهرام ناظری با گروه دستان در اروپا
    گروه دستان از اواخر نوامبر و اواسط دسامبر (دی ماه) تور کنسرت‌هایی را به همراه شهرام ناظری در اروپا برگزار می‌کند. 

    ایمیل :
    موبایل :
    آثار خبر و گزارش
    گفتگو و مقاله خانه دوستداران
     

    گفتگوی ‌‌‌‌بي بي سي با شهرام ناظري

    با توجه به تعداد زیاد سئوالهایی که فرستاده شده، چند تا از آنها را می پرسم. کل عواملی که در زندگیتون تأثیر گذاشت تا نشان شوالیه ای به یقه کتتون وصل شود چه بوده؟ عوامل زیاد مهمی در ساختن یک فرد وجود دارد، یک سری از آنها ژن آن هنرمند است، یکسری هم عوامل بیرونی است با دریافتها و تاثیراتی که می گیرد . ازمهمترین تاثیراتی که من گرفتم، یکی به خاطر قوم و قبیله خودم هست که کرد هستم و در حقیقت یکی از انگیزه های بزرگ زندگی ام همین بوده و این منطقه سرشار از هنر و فرهنگ دست نخورده پاک است و دیگری طی سی سال هموطنهای ایرانی در داخل و خارج از ایران همیشه مرا تشویق کردند.و می تونم مشقتهای مادرم را هم نام ببرم و از خدای بزرگ هم متشکرم. آقای ناظری در مورد موسیقی کردستان گفتید، شما خیلی از ریتم هایی که در آن مناطق گم شده بود را در موسیقی ملی ایرانی آوردید. درطول این سی سال این حرکت موسیقی از روستاها به آن طرف مرز حتماً کار سختی بوده؟ آن موقع با این روش مخالفتی هم می شد؟ ما در شرایط مختلفی زندگی کردیم و با همه چیز دست و پنجه نرم کردیم ، چه در شرایطی که خیلی سخت بوده و چه در شرایطی که تشویق هم شدیم ولی به هر حال با همه پستی و بلندی ها یک هنرمندی که یک ذهنیت و یک تفکری دارد حرکت خودش را انجام می دهد. شما دوشنبه ، ۱۵ اکتبر، در سالن باربیکن با گروه مولوی کنسرت دارید و بچه های کرد از الان صف بسته اند؟ این کنسرت به مناسبت بزرگداشت مولانا جلال الدین بلخی رومی هست . من همیشه به خاطر هم ولایتی ها و هم شهری های کرد خودم کارهای کردی هم دارم . این بخش کردی هم به خاطر شور و حرکتی که در فرهنگش دارد جدا از مولوی نیست و این همون شوری هست که در آثار و شعرهای مولوی وجود دارد. حسن از شما پرسیده، از مفسران مولانا چه کسانی را می شناسید و از روی چه تصحیحی اشعارشان را انتخاب می کنید؟ یه طور کلی از روی تحقیقات بدیع الزمان فروزانفر و یکسری هم از منتخب شفیعی کدکنی و منتخب انجوی شیرازی و مورد های دیگر. شما چطور این اشعار مولانا را انتخاب می کنید چون اشعارش خیلی زیاد است وچه طور آنها را مرور می کنید؟ من چون کارم آوازبوده و از بچگی هم استاد ادبیات داشتم، استاد بهزاد کرمانشاهی، و در زمانی که در تهران بودم در خدمت شفیعی کدکنی و مهدی اخوان ثالث کسب فیض کردم و با ادبیات ریشه ای تر برخورد کردم وطبیعتاً به مولوی هم علاقه مند بودم. امین از تهران پرسیده ، چرا بین شما و استاد شجریان فاصله افتاده؟ البته فاصله قلبی نبوده ولی اگر فاصله هنری باشه این خبر خوبی است چون اینقدر در این سه دهه اخیر شبیه خوانی زیاد شده و همه شبیه هم می خوانند و این خودش خطر برای بخش آواز ایران دارد. هر چه فاصله باشه این خودش نشان دهنده فضای عمیقی است در هنر حتی در قدیم هم اینطوری بوده مثلاً در یک دوره چند تا غول آوار بودند، مثلاً تاج بوده، طاهرزاده بوده، ادیب خوانساری بوده، اقبال آذر بوده ولی هر کدام از اینها یک سبک و یک لحن و یک مکتب ویک شیوه خاص برای خودشان داشتند وخیلی هم با هم متفاوت بودند ولی همه همدیگر رو خوب تحمل می کردند و به هم احترام می گذاشتند و این نشان دهنده یک رشد هنری درآن بخش از هنر بوده ولی امروز متاسفانه مشکلات زیادی برای آواز دراین سه دهه اخیر بوجود آمده که از نظر آسیب شناسی قابل بررسی است و همه شبیه به هم شدند و خیلی تقلید رواج پیدا کرده. من سعی کردم فضاهای دیگری رو در آواز دنبالش برم، فضاهای حماسی، اسطوره ای، لحن های گمشده حماسی و به خاطر همین با خیلی از خواننده ها فاصله گرفتم ولی فاصله قلبی نیست فقط کار هنری است. موسی پرسیده، شما قرار بوده آوازهایی را از شعرهای فردوسی بخوانید، آیا کاری انجام دادید و منتشر می شود؟ در این ده سال اخیر دارم کار می کنم ولی کار روی اشعار فردوسی بسیار مشکل است و هیچ پیشینه ای از نظر طرز بیان فرهنگ شعر فردوسی وجود ندارد. من خود به خود با کار بر روی شعر مولانا به طرف فردوسی کشیده شدم چون یک حماسه ای در شعر هر دو وجود دارد. در فضای خانه ما همیشه فضای فردوسی یوده حتی پسرم، حافظ، در نیویورک پایان نامه اش را در رشته آهنگسازی درباره شاهنامه فردوسی انجام داده. فکر می کنم در دوسال آینده بعد از پروژه مولانا این کار انجام بشود. آقای ناظری خوشبختانه شما جواب چند نفر را دادید ، هابره از اربیل پرسیده بود شما چرا از اشعار دیگران استفاده نمی کنید؟ وهمینطور درباره کار کردی پرسیده بودند، آیا هنوز هم کار کردی می کنید؟ بله، یکی ار اهداف زندگی من کار کردن روی موسیقی کرد است. شما متولد چه سالی هستید؟ بنده! سال ۱۳۲۸ آقای ناظری خیلی ها دوست دارند از زندگی شخصیتون هم بیشتر بدانند؟ در بروشور ها به هر حال بوده . از بچگی با موسیقی همراه بودم و آنچه هست همه در بروشورها هست. از آلمان پرسیدند، سرزمین مادریتون کردستان را چگونه تعریف می کنید؟ مثل این می مونه که من از شما بپرسم عشق را چگونه تعریف می کنید! تعریفش مثل تعریف عشقه، مثل مادر من است. آقای محمد علی میرزایی از تهران پرسیدند، شما بیشتر خودتان را یک ایرانی می دانید یا یک کرد؟ خوب، طبیعتاً من در دامان کرد بدنیا آمدم و دردامان یک مادر کرد بودم و طبیعتاً کرد هستم . افتخار می کنم و دیگه نیازی نیست من از کرد تعریف کنم چون نژاد خاصی است و همه این رامی دانند. و در ساییه این مادر با این فرهنگ و ادیبات در ایران پرورش پیدا کردم، با این مردم ، با این فرهنگ و با این همه عشق. شما در زمینه آموزش آواز فعالیت دارید؟ بله، مواقعی که در تهران هستم این کار انجام میشه. یک نفر سئوال عجیبی کرده، پرسیده دولت فرانسه با دولت و مردم ایران سر جنگ داره، آیا درست بود شما این نشان را قبول کردید؟ هنر، برای بشریت پیام آور صلح است. کسانی که فیلم آن مراسم را دیده باشند، لحظه دادن نشان از مشاور رئیس جمهور تا رئیس تاتر شهر پاریس اشک در چشمانشان جمع می شود وقتی دریاره فرهنگ ایران صحبت می کرد و خودش هم گفت به هر حال چند سالی است رابطه سیاسی کشورها تیره شده ولی ارتباط فرهنگی بشریت و انسانها با هم روشن است و ما فرهنگ ایران را دوست داریم و آن را همیشه اشاعه دادیم و خواهیم داد و از طریق هنرمندهایش می توانیم بیشتر به جهان نشان دهیم . وقتی این یک صحنه عملی صلح طلبی و انسان دوستی بود و همه چیز بیانگر زنده ابن حرفها بود و اگر من چیزی می گفتم کار افت می کرد و اصلاً خنده داربود اگر اینطور حرفی زده می شد. طراح بزرگ ایرانی، بیژن، کت و شلواری را به شما اهدا کردند، برای ما جالب بود. بله، ایشون هم می خواستند حس همراهی و اشتیاقش را با یک هنرمند ایرانی نشان بدهند. و این هدیه را برای من فرستادند و من بینهایت سپاسگزارم از این همدلی و آرزو دارم همه ایرانی ها اینطور همدل با هم حرکت کنیم و در تجلی یک حرکت فرهنگی آن را به همه جهان نشان دهیم. کنسرت شما نزدیک است و یک سئوال کنسرتی پرسیدند، آقای ناصر از مونترال، در تهران چرا کنسرت آقای لطفی را بعد از آنتراک ترک کردید؟ من با یکسری از هنرمندها در ردیف اول نشسته بودیم .من در کنار هنرمند یزرگ، عزت الله انتظامی بودم، زمان آنتراک همه برای ابراز علاقه سمت ما آمدند و این تجمع شدید شد و ما آرام آرام به سمت در کشیده شدیم. من هم با آقای انتظامی بودم و دیدیم راهی برای بازگشت نداریم. از دمشق پرسیدند، آیا شما از طائفه اهل حق هستید؟ همه اهل حق هستند. همه دنبال یک معنویت و یک حقی می گردند. من به هر حال از طریق موسیقی با فرقه های مختلف آیینی که در منطقه ما هست آشنایی دارم. این قوم اهل حق که با واژه یارستان نامیده می شوند در حقیقت نماینده بخش مقامی موسیقی کردی و تنبور نوازی هستند و من سال ها الهام زیادی از این فضا گرفتم. ازشیراز، چرا در سال های اخیر کارها و کنسرتهای کمتری از شما در ایران می بینیم؟ این اواخر کار کمتر منتشر کردم چون دنبال کارهای جدید و راههای جدیدی هستم و طبیعتاً نیاز به مطالعه بیشتری هست. این کارها مقداری وقت می گیرد. من هم از ابتدا فکر متفاوتی داشتم و کارهایم بیشتر جنبه نو داشته و الان هم باز برگشتم به اسطوره ها و ایران باستان و این ها همه مقداری به وقت بیشتری نیاز دارم.
    تاریخ درج :  1388/12/18
    منبع :