• تور اروپای استاد ناظری به همراه گروه دستان (تهیه بلیت)
     استاد شهرام ناظری به همراه گروه دستان تور پاییزی در پنج شهر اروپایی خواهند داشت. این برنامه در شهرهای کلن، برلین، بروکسل، گوتبرگ و ا
    کنسرت استاد شهرام ناظری با گروه دستان در اروپا
    گروه دستان از اواخر نوامبر و اواسط دسامبر (دی ماه) تور کنسرت‌هایی را به همراه شهرام ناظری در اروپا برگزار می‌کند. 

    ایمیل :
    موبایل :
    آثار خبر و گزارش
    گفتگو و مقاله خانه دوستداران
     

    شهرام‌ ناظری‌ : هنوز خودمان خود را نشناخته‌ایم‌

    از شهرام‌ ناظری‌ می‌ توان‌ به‌ عنوان‌ نماد یك‌ هنرمند موفق‌ ایرانی‌ در گستره‌ جهانی‌ یاد كرد. او كه‌ در خانواده‌یی‌ اهل‌ فرهنگ‌ و هنر وادب‌ و عرفان‌ در كرمانشاه‌ پرورش‌ یافته‌، فعالیت‌ها و كنسرت‌های‌ موسیقی‌ و استعداد هنریش‌ از كوچه‌پس‌ كوچه‌های‌ كرمانشاه‌ آغاز و به‌ میادین‌ و فستیوال‌های‌ هنری‌ جهان‌ استمرار یافته‌ و در طول‌ دوران‌ فعالیت‌های‌ هنری‌، مبدع‌ سبكی‌ تازه‌ و راهی‌ نو در عرصه‌ موسیقی‌ ایرانی‌ بود و یكی‌ از معدود خوانندگانی‌ است‌ كه‌ قوی‌ترین‌ و موثرترین‌ تاثیر را در مخاطبین‌ خود داشته‌ و لحن‌ كلام‌ و وسعت‌ صدای‌ دل‌انگیز و پرشور و هیجانش‌ الگوی‌ تقلید خیلی‌ از خوانندگان‌ زمان‌ حاضر در ایران‌ بوده‌ است‌ به‌ شكلی‌ كه‌ هیچ‌یك‌ از كسانی‌ كه‌ از شهرام‌ ناظری‌ تقلید می‌كرده‌ و پیرو سبك‌ او بودند هیچ‌گاه‌ بهتر از خود او گویای‌ سبك‌ هنریش‌ نبوده‌ و نیستند و با تسلط‌ كم‌نظیری‌ كه‌ بر موسیقی‌ سنتی‌ و احاطه‌ خاصی‌ كه‌ بر ادبیات‌ ایران‌ دارد و با تلفیق‌ این‌ دو و با صدایی‌ جادویی‌ و پرقدرت‌ توانسته‌ تاثیری‌ بسزا در گسترش‌ موسیقی‌ كلاسیک‌ ایران‌ داشته‌ باشد. برای‌ دیداری‌ دوستانه‌ و صمیمانه‌ به‌ منزل‌ ایشان‌ رفتیم‌. همان‌ گرمی‌ و حس‌ وحالی‌ كه‌ در آواز خود دارد در برخورد اجتماعی‌ نیز همچنان‌ گرم‌ و با محبت‌ و صمیمی‌ است‌. در زادگاهش‌ كرمانشاه‌ شایعاتی‌ در خصوص‌ محل‌ تولد او وجود دارد از اینكه‌ برخی‌ افراد می‌گویند در شهرستان‌ صحنه‌ به‌ دنیا آمده‌ و برخی‌ دیگر معتقدند كه‌ اهل‌ دالاهو و كرند غرب‌ است‌ اما خودش‌ در این‌باره‌ می‌گوید: من‌ در شهر كرمانشاه‌، محله‌ برزه‌دماغ‌ و در كوچه‌ ابوالقاسم‌ یخچالی‌ به‌دنیا آمده‌ام‌ كه‌ ابوالقاسم‌ یخچالی‌ پدر مادرم‌ بود و آن‌ كوچه‌ به‌نام‌ ایشان‌ است‌ كه‌ دقیقا پایین‌تر از كوچه‌ ثبت‌ قرار دارد اما به‌ نظر من‌ هیچ‌ فرقی‌ ندارد كه‌ در كدام‌ منطقه‌ كرمانشاهان‌ یا كردستان‌ به‌دنیا آمده‌ام‌ بلكه‌ مهم‌ این‌ است‌ كه‌ دیدگاه‌ها و تفكرات‌ یك‌ انسان‌ ایرانی‌ را به‌ عنوان‌ یك‌ كرد بتوانم‌ درست‌ آنالیزه‌ كرده‌ و بیان‌ كنم‌، حال‌ بچه‌ كرمانشاه‌ یا سنندج‌ یا صحنه‌ مهم‌ نیست‌، مهم‌ این‌ است‌ كه‌ من‌ یك‌ كرد و ایرانی‌ هستم‌. شهرام‌ ناظری‌ اولین‌ كسی‌ بود كه‌ بطور كاملا حرفه‌یی‌ به‌ اجرای‌ اشعار حضرت‌ مولانا پرداخت‌ و آثاری‌ همچون‌ گل‌ صد برگ‌، یادگار دوست‌ و آتش‌ در نیستان‌ را خلق‌ كرد و این‌ شیوه‌ و راه‌نو به‌ شكلی‌ بود كه‌ تا قبل‌ از او سابقه‌ نداشت‌ و به‌ جرات‌ می‌توان‌ گفت‌ كه‌ بعد از او بود كه‌ این‌ راه‌ ناهموار، هموار شد و افراد دیگری‌ در اجرای‌ اشعار مولانا اهتمام‌ كردند. خودش‌ دراین‌ زمینه‌ چنین‌ می‌گوید: «بطور كلی‌ تاثیرات‌ فرهنگی‌ زادگاه‌ هركسی‌ در سازندگی‌ و شكل‌گیری‌ او مهم‌ و موثر است‌ و همچنان‌ كه‌ می‌دانید بنده‌ كرمانشاهی‌ هستم‌ و آن‌ منطقه‌ از یك‌ دیدگاه‌ و فرهنگ‌ خاصی‌ برخوردار است‌ و یك‌ پیوند ناگسستنی‌ با مسائل‌ معنوی‌ وعرفانی‌ دارد و در یك‌ خانواده‌یی‌ بزرگ‌ شده‌ام‌ كه‌ اكثرا اهل‌ موسیقی‌ و شعر و ادبیات‌ بودند خصوصا بنده‌ سال‌های‌ سال‌ مرشدی‌ داشتم‌ به‌نام‌ درویش‌ نعمت‌علی‌ خراباتی‌ كه‌ واقعا یك‌ قلندر بزرگ‌ و ارزشمند بود كه‌ از محضر ایشان‌ كسب‌ فیض‌ كردم‌ و در كل‌ با اینچنین‌ محیطی‌، غیر طبیعی‌ نبود كه‌ كشیده‌ شوم‌ به‌ سوی‌ یك‌ فضاهایی‌ از موسیقی‌ كه‌ جنبه‌ حماسی‌ و عرفانی‌ داشته‌ باشد، خیلی‌ عاشق‌ اشعار حضرت‌ مولانا بودم‌ و در مطالعه‌یی‌ كه‌ در موسیقی‌ 150 ساله‌ ایران‌ از قاجار به‌ بعد انجام‌ دادم‌، می‌دیدم‌ كه‌ همه‌ آوازها معمولا با شعر سعدی‌ و دیگر شعرا اجرا می‌شود و اصلا اشعار مولوی‌ حضور ندارد، فقط‌ (بشنو از نی‌) آن‌ هم‌ در خانقاه‌ها و تكایا خوانده‌ می‌شد و حتی‌ زمانی‌ كه‌ من‌ شروع‌ به‌ خواندن‌ اشعار مولوی‌ كردم‌ خیلی‌ها مخالف‌ بودند و به‌ اصطلاح‌ آنقدر مد نبود و از طرفی‌ اجرای‌ شعر مولوی‌ در موسیقی‌ سنتی‌ كار مشكل‌ و سختی‌ بوده‌ و هست‌ كه‌ بدون‌ مطالعه‌ و ریاضت‌ و زحمت‌ نمی‌توان‌ در این‌ راه‌ قدم‌ برداشت‌.» استاد شهرام‌ ناظری‌ با آمیختگی‌ شعر زنده‌یاد مهدی‌ اخوان‌ ثالث‌ با موسیقی‌ در واقع‌ راهگشای‌ طریقی‌ نو در موسیقی‌ ایرانی‌ شد و با نفوذ هنرش‌ در مردم‌ ایران‌ و حتی‌ ایرانیانی‌ كه‌ در خارج‌ از گستره‌ خاكی‌ ایران‌ می‌زیند موفق‌ شد دایره‌ نفوذ موسیقی‌ را تا مرزهای‌ شعر نو ایران‌ بكشاند و چه‌ بسا افرادی‌ كه‌ با موسیقی‌ وصدای‌ گرم‌ و پرتاثیر او به‌ سرچشمه‌ شعر نو ایران‌ رسیده‌ و چهره‌ تابناك‌ شعر امروز ایران‌ را در آیینه‌ موسیقی‌ و آواز او پیدا كردند. ناظری‌ در همان‌ زمان‌ كه‌ به‌ اجرای‌ شعر مولانا می‌پرداخت‌ با رویكردی‌ جدید و جدی‌ و ملموس‌ وارد بعد شعر نو شد و آثاری‌ را ارایه‌ كرد كه‌ در نوع‌ خود كم‌نظیر بود از جمله‌: زمستان‌، در گلستانه‌ و ... در مورد این‌ رویكرد می‌ پرسم‌، می‌گوید: »طبیعتا یك‌ هنرمندی‌ كه‌ همراه‌ با تحولات‌ هنری‌ یك‌ جامعه‌ حركت‌ می‌كند نمی‌تواند از كنار شعر نو براحتی‌ بگذرد و من‌ هم‌ براساس‌ همین‌ دیدگاه‌ در زمانی‌ كه‌ شعر مولوی‌ می‌خواندم‌ در نوار «زمستان‌» آهنگی‌ رابر روی‌ اشعار مهدی‌ اخوان‌ ثالث‌ پیاده‌ كردم‌ كه‌ با تنظیم‌ آقای‌ محمدرضا درویشی‌ اجرا شد كه‌ در آن‌ اثر من‌ برای‌ اولین‌بار چند قطعه‌ به‌ صورت‌ آواز آزاد بدون‌ ریتم‌ اجرا كردم‌ و دنباله‌ آن‌ را در كاست‌ «در گلستانه» به‌ همكاری‌ آقای‌ هوشنگ‌ كامكار ادامه‌ دادم‌ كه‌ این‌بار با اشعار سهراب‌ سپهری‌ همراه‌ بود و درواقع‌ اینها محصولاتی‌ بود كه‌ من‌ در حدود 30 سال‌ پیش‌ كاشته‌ام‌ كه‌ در آن‌ زمان‌ سابقه‌ نداشت‌ و حتی‌ برای‌ خیلی‌ از افراد شنیدن‌ این‌ نوع‌ موسیقی‌ بسیار عجیب‌ و غریب‌ به‌ نظر می‌رسید و در كل‌ كارهایی‌ كه‌ من‌ در بحث‌ شعر مولوی‌ و شعر نو انجام‌ دادم‌ در آن‌ زمان‌ كسی‌ به‌ آن‌ توجه‌ نداشت‌ و سابقه‌ اجرایی‌ نیز نداشت‌.» شهرام‌ ناظری‌ در آواز به‌ خلاقیت‌ و استقلال‌ هنری‌ اعتقاد دارد و از تقلید و تكرار و كپی‌ آثار دیگران‌ پرهیز می‌كند و همین‌ مشخصه‌های‌ بارز باعث‌ شده‌ كه‌ او ضمن‌ حفظ‌ كلیه‌ ریشه‌ها و بافت‌ ظریف‌ موسیقی‌ سنتی‌، آواز خودرا با رنگ‌وبوی‌ متفاوت‌ و مشخص‌ به‌ خود ارایه‌ كند و لحن‌ كلام‌ و بیان‌ او در ادای‌ اشعار مولوی‌ و شعر نو در نوع‌ خود كم‌نظیر و منحصر به‌فرد است‌ و به‌ واقع‌ باید گفت‌ كه‌ شهرام‌ ناظری‌ فقط‌ با صدای‌ تنها آواز نمی‌خواند بلكه‌ یك‌ اندیشه‌ ژرف‌ كه‌ نشات‌ یافته‌ از تفكرات‌ والای‌ ایرانی‌ است‌ پشتوانه‌ آواز و نغمه‌ و صدای‌ اوست‌. از او می‌پرسم‌: خیلی‌ از مردم‌ در لحظاتی‌ كه‌ می‌خواهند موسیقی‌ بشنوند صدای‌ شهرام‌ ناظری‌ را گوش‌ می‌كنند، حال‌ خود شهرام‌ ناظری‌ چه‌ نوع‌ موسیقی‌ را می‌پسندد و گوش‌ می‌كند؟ وی‌ جواب‌ می‌دهد: « من‌ به‌ موسیقی‌های‌ اكثر ملل‌ جهان‌ گوش‌ می‌كنم‌ البته‌ موسیقی‌هایی‌ كه‌ ارزش‌ شنیدن‌ داشته‌ باشد، مثلا موسیقی‌ كلاسیك‌ غربی‌ یا اپراهای‌ مختلف‌، كنسرت‌ پیانو یا ویولون‌ را خیلی‌ دوست‌ دارم‌. موسیقی‌ جاز آفریقا كه‌ مركز آن‌ در شهر نیولینز امریكا است‌ كه‌ باید آن‌ را آخر موسیقی‌ نامید، موسیقی‌ تبت‌ و قوالی‌ پاكستان‌ و آثار پاواروتی‌ ، دومینگو، ام‌كلثوم‌ و ماریا كالاس‌ را هم‌ دوست‌ دارم‌. از موسیقی‌ ایرانی‌ نیز صدای‌ مرحوم‌ قمرالملوك‌ وزیری‌، اقبال‌ آذر و تاج‌ اصفهانی‌ را می‌پسندم‌. در منطقه‌ غرب‌ ایران‌ هم‌ دو ابرمرد در عرصه‌ موسیقی‌ داشته‌ایم‌ كه‌ اولی‌ در كرمانشاه‌ مرحوم‌ استاد حسین‌ داودی‌ كرمانشاهی‌ و دومی‌ در سنندج‌ استاد سیدعلی‌ اصغر كردستانی‌. اما به‌ صدای‌ مرحوم‌ حسن‌ زیرك‌، ناصر رزازی‌، عزیز شاهرخ‌، حشمت‌الله‌ لرنژاد، طاهر توفیق‌ و ماموستا علی‌مردان‌ هم‌ علاقه‌ دارم‌ و گوش‌ می‌كنم‌.» در این‌ میان‌ گریز می‌زنم‌ به‌ نظرات‌ شخصی‌ و دیدگاه‌ او در خصوص‌ صدای‌ زنده‌ یاد حشمت‌الله‌ لرنژاد خواننده‌ توانای‌ كرمانشاهی‌، می‌گوید: شادروان‌ حشمت‌الله‌ لرنژاد یك‌ صدای‌ خیلی‌ تاثیرگذار داشتند و واقعا صدای‌ ایشان‌ یك‌ صدای‌ واقعی‌ كرد بود. روزنامه‌ كریستین‌ سایز چاپ‌ بوستون‌ امریكا چندی‌ پیش‌ در خصوص‌ شهرام‌ ناظری‌ در تیتر اول‌ خود نوشته‌ بود: «پاواروتی‌ ایران‌ شهرام‌ ناظری‌» و در نقدی‌ بر صدا و آواز او آورده‌ بود : با توجه‌ به‌ این‌ موضوع‌ كه‌ ما معنی‌ اشعار او را متوجه‌ نمی‌شویم‌ اما احساس‌ می‌كنیم‌ كه‌ از چه‌ موضوعی‌ سخن‌ می‌گوید و چه‌ حالتی‌ را بیان‌ می‌كند و بخوبی‌ می‌توانیم‌ از طریق‌ روح‌ و روان‌ خود با صدای‌ او ارتباط‌ برقرار كنیم‌. در همین‌ رابطه‌ استاد ناظری‌ می‌گوید: اروپاییان‌ در رابطه‌ با ملل‌ مختلف‌ خیلی‌ شناخت‌ دارند حال‌ چرا ما عقب‌افتاده‌ و جهان‌ سومی‌ هستیم‌ به‌ این‌ دلیل‌ است‌ كه‌ در دوره‌ قاجار كه‌ در جهل‌ فرورفته‌ و عقب‌ رانده‌شدیم‌، اروپاییان‌ خود را شناختند و بعد از آن‌ به‌ شناخت‌ اطرافیان‌ و سایر ملل‌ پرداختند وتفاوت‌ ما با آنها در این‌ است‌ كه‌ آنها را نمی‌شناسیم‌ هیچ‌، بلكه‌ هنوز خودمان‌ را هم‌ نشناخته‌ایم‌. با استاد شهرام‌ ناظری‌ وارد بحث‌ موسقی‌ پاپ‌ می‌شویم‌. موسیقی‌ پاپ‌ كه‌ امروز نقل‌ هر مجلس‌ و محفلی‌ است‌ و برخی‌ از تقابل‌ آن‌ با موسیقی‌ سنتی‌ سخن‌ می‌گویند و برخی‌ دیگر از بی‌توجهی‌ بیش‌ از حد مسوولان‌ امر در روند كنونی‌ موسیقی‌ شكوه‌ و گلایه‌ دارند. استاد شهرام‌ ناظری‌ در این‌ زمینه‌ می‌گوید:« به‌ نظر من‌ همه‌ نوع‌ موسیقی‌ در یك‌ جامعه‌ باید وجود داشته‌ باشد و این‌ جامعه‌ باید به‌ یك‌ رشد ایده‌آل‌ فكری‌ و فرهنگی‌ رسیده‌ باشد كه‌ بتواند قدرت‌ تشخیص‌ و انتخاب‌ را داشته‌ باشد از اینكه‌ چه‌ نوع‌ موسیقی‌ را در چه‌ زمان‌ و مكانی‌ بشنود و در خصوص‌ موسیقی‌ پاپ‌ مشخص‌ است‌ كه‌ یك‌ آدمی‌ مثل‌ من‌ با این‌ طرز تفكر و دیدگاه‌ نمی‌تواند این‌ نوع‌ موسیقی‌ را بپسندد اما نمی‌توانم‌ بگویم‌ كه‌ نباشد و از جهتی‌ باعث‌ تاسف‌ هم‌ هست‌ كه‌ در جامعه‌یی‌ مثل‌ ایران‌ با این‌ تمدن‌ ارزشمند و قدمت‌ها و اصالت‌های‌ بزرگ‌ و پشتوانه‌های‌ پرصلابت‌ تاریخی‌ دچار تزلزل‌ فكری‌ و فرهنگی‌ شود و به‌ این‌ شكل‌ غیرطبیعی‌ و افراطی‌ كه‌ اجتماع‌ امروز ما به‌ طرف‌ شنیدن‌ موسیقی‌های‌ سطح‌ پایین‌ و بی‌محتوا و خاطره‌انگیز و دست‌ هفتم‌ رفته‌ یك‌ اتفاق‌ مباركی‌ نیست‌ شما اگر دقت‌ كرده‌ باشید می‌بینید كه‌ یك‌ آدم‌ بی‌ هنر وقتی‌ كه‌ موقعیتی‌ را به‌ دست‌ می‌ آورد دست‌ به‌ هر كاری‌ می‌زند مثلا می‌بینیم‌ امشب‌ گوینده‌ است‌ فردا می‌شود خواننده‌، روز بعد سر از هنرپیشگی‌ در می‌ آورد روز دیگریك‌دفعه‌ نوار شعر دكلمه‌ كرده‌ می‌فروشد و دست‌آخر هم‌ می‌بینیم‌ از همه‌ چیز تهی‌ اما خیلی‌ هم‌ پرادعا است‌. در جایی‌ كه‌ ما در بعد از انقلاب‌ عالی‌ترین‌ نوع‌ موسیقی‌ ایرانی‌ را به‌ جامعه‌ عرضه‌ كردیم‌ و در واقع‌ جوانان‌ و مردم‌ رابا موسیقی‌ درست‌ و اصیل‌ خودشان‌ آشتی‌ كردند كه‌ هم‌ قدرت‌ تاثیرگذاری‌ داشت‌ و هم‌ اعتماد اجتماع‌ را جلب‌ كرد و واقعا ما به‌ هزار زحمت‌ این‌ موسیقی‌ را با چنگ‌ و دندان‌ نگه‌ داشتیم‌، شما اگر آثار مرا بررسی‌ كنید حتی‌ یك‌ لحن‌ مبتذل‌ یا یك‌ شعر و موسیقی‌ سطح‌ پایین‌ در آن‌ نمی‌بینید و در حال‌ حاضر هم‌ بنده‌، نه‌ موافق‌ موسیقی‌ خاطره‌انگیزم‌ و نه‌ بازاری‌، نه‌ موسیقی‌ سنتی‌ سطح‌ پایین‌ را دوست‌ دارم‌ و نه‌ به‌ موسیقی‌ پاپ‌ علاقه‌مندم‌. » در یك‌ تامل‌ كوتاه‌ بر آثار استاد شهرام‌ ناظری‌ یك‌ نكته‌ بارز و اساسی‌ وجود دارد و آن‌ این‌ است‌ كه‌ هیچگونه‌لغزش‌ و اشتباهی‌ در هیچ‌ یك‌ از آثار او دیده‌ نمی‌شود و در كارنامه‌ 30 ساله‌ هنری‌ یك‌ هنرمند موسیقی‌ وقتی‌ كه‌ خطا و اشكال‌ وجود نداشته‌ باشد نشان‌ این‌ است‌ كه‌ این‌ هنرمند برای‌ مردم‌ و مخاطبین‌ و اجتماع‌ خود ارزش‌ و اعتبار و احترام‌ قایل‌ است‌. هیچ‌گاه‌ نخواست‌ در رسانه‌های‌ گروهی‌ مطرح‌ باشد و به‌ همین‌ جهت‌ مشتاقان‌ هنرش‌ به‌ غیر آوازها و ارایه‌ كاست‌هایش‌ به‌ ندرت‌ حرفی‌ یا سخنی‌ از او شنیده‌اند و وقتی‌ انعكاس‌ صدای‌ گرم‌ و شورانگیزش‌ قسمت‌هایی‌ از موسیقی‌ ناب‌ ایرانی‌ را پوشش‌ می‌دهد و با اشعار ایرانی‌ همراه‌ است‌ می‌توان‌ به‌ نهایت‌ شور ملی‌ و میهنی‌ رسید و قطرات‌ اشك‌ را بر گونه‌ها احساس‌ كرد و به‌ این‌ موسیقی‌ زیبا و اندیشمند تكیه‌ كرد. شهرام‌ ناظری‌ از كپی‌ غیرمجاز آثار موسیقیایی‌ و فروش‌ غیرقانونی‌ آنها به‌ صورت‌ علنی‌ در كنار خیابانها به‌ عنوان‌ یك‌ فاجعه‌ بزرگ‌ فرهنگی‌ یاد می‌كند و با هشدار به‌ مردم‌، از آنها می‌خواهد كه‌ از خرید اینچنین‌ آثاری‌ خودداری‌ كنند، و می‌گوید:« من‌ از تمامی‌ مردم‌ فرهنگ‌دوست‌ كشورمان‌ تقاضا دارم‌ كه‌ از خرید سی‌دی‌هایی‌ كه‌ مجوز مراجع‌ ذی‌صلاح‌ را ندارند خودداری‌ كنند. متاسفانه‌ از جانب‌ مسوولان‌ نیز هیچ‌ اقدام‌ كارسازی‌ صورت‌ نمی‌گیرد و گویا خود مسوولان‌ مربوطه‌ هم‌ می‌ خواهند به‌ این‌ بی‌فرهنگی‌ دامن‌ بزنند كه‌ امروز به‌ طرز بسیار زشت‌ و ناپسندی‌ در سراسر ایران‌ از دستفروش‌ كنار خیابان‌ گرفته‌ تا مغازه‌داران‌ به‌ این‌ كار مشغولند كه‌ تصویر این‌ حركت‌ نیز یك‌ تصویر كاملا بی‌فرهنگی‌ است‌. مثلا در اروپا مغازه‌هایی‌ هست‌ به‌ نام‌ «فنك» كه‌ در همه‌ جای‌ اروپا وجود دارد كه‌ در آنجا می‌توانید به‌ تمام‌ آثار موسیقی‌ جهان‌ به‌ شكل‌ اصلی‌ آن‌ و بدون‌ تقلب‌ دست‌ پیدا كنید، اما متاسفانه‌ در این‌ بلبشویی‌ كه‌ در مملكت‌ ما در این‌ زمینه‌ به‌ وجود آمده‌ و مثلا می‌بینیم‌ دم‌ یك‌ گاراژ یك‌ دفعه‌ دو كامیون‌ سی‌دی‌ مثل‌ طالبی‌ و هندوانه‌ خالی‌ كرده‌ و می‌فروشند یك‌ تصویر ضد ارزشی‌ و عینا بی‌فرهنگی‌ را رواج‌ می‌دهد كه‌ باید خود مردم‌ هم‌ كمك‌ كنند كه‌ این‌ چهره‌ جهان‌ سومی‌ از ایران‌ رخت‌ بر بندد.» شهرام‌ ناظری‌ در حدود ده‌ سال‌ است‌ كه‌ به‌ كم‌كاری‌ روی‌ آورده‌ و فعالیت‌ آنچنانی‌ در عرصه‌ موسیقی‌ نداشته‌ و آخرین‌ اثر او (سفر به‌ دیگر سو) با همراهی‌ گروه‌ دستان‌ بود كه‌ اجرای‌ موسیقی‌ و آواز آن‌ در نوع‌ خود كم‌نظیر است‌، در زمینه‌ آثار جدید خود می‌گوید: «چند اثر دارم‌ كه‌ متاسفانه‌ نیمه‌كاره‌ مانده‌ كه‌ در صدد كامل‌ كردن‌ آنها هستم‌ و همچنان‌ در صدد انتشار دو CD از كنسرت‌ در كاخ‌ سعدآباد تهران‌ است‌ كه‌ امیدوارم‌ بتوانم‌ آنها را در آینده‌یی‌ نزدیك‌ منتشر كنم‌ و به‌ دست‌ علاقه‌مندان‌ برسد.» گفتگو از ایرج نظافتی - ۱۳۸۳
    تاریخ درج :  1389/11/24
    منبع :