• تور اروپای استاد ناظری به همراه گروه دستان (تهیه بلیت)
     استاد شهرام ناظری به همراه گروه دستان تور پاییزی در پنج شهر اروپایی خواهند داشت. این برنامه در شهرهای کلن، برلین، بروکسل، گوتبرگ و ا
    کنسرت استاد شهرام ناظری با گروه دستان در اروپا
    گروه دستان از اواخر نوامبر و اواسط دسامبر (دی ماه) تور کنسرت‌هایی را به همراه شهرام ناظری در اروپا برگزار می‌کند. 

    ایمیل :
    موبایل :
    آثار خبر و گزارش
    گفتگو و مقاله خانه دوستداران
     

    شهرام ناظری و موسيقی مقامی

    هستند کساني که موسيقي سنتي دوست ندارند اما به دو تصنيف «ياوران مسم» يا «مطرب مهتاب» رو دل داده اند، هستند کساني که کلام کردي نمي دانند اما با صداي شهرام ناظري در اين سه تجربه با گروه شمس همراه شده اند. در تاريخ موسيقي ايران بي ترديد سه اثر صداي سخن عشق، مطرب مهتاب رو و حيراني از جمله آثار ماندگار و مردمي هستند، يعني جدا از موسيقي سنتي هم اگر به اين آثار نگاه کنيم مي توانيم آنها را در قالب موسيقي پاپيولار و مردمي قرار دهيم. بسياري که حتي با موسيقي سنتي ميانه خوبي ندارند از شنوندگان اين سه تجربه محسوب مي شوند. موسيقي مردمي بحثي جدا از سازبندي و اصول ارکستراسيون دارد و بيشتر برمي گردد به مسائل جامعه شناسي و همان طور که از نام آن پيداست يعني اثري که قشر اکثريت مردم با آن ارتباط برقرار مي کنند و از شنيدنش لذت مي برند. به اين سه اثر شهرام ناظري مي توان از دريچه هاي مختلفي نگاه کرد و اگر در آنها دقيق تر شويم راز ماندگاريشان را مي توانيم دريابيم. سه مجموعه صداي سخن عشق، مطرب مهتاب رو و حيراني را در دو بخش مورد بررسي قرار مي دهيم، يکي نوع موسيقي از لحاظ فرم، ملودي و ريتم و دوم صداي خواننده نوع موسيقي. هر سه اين آثار حاصل همکاري شهرام ناظري با گروه تنبور شمس به رهبري کيخسرو پورناظري است. آهنگسازي تصنيف ها را هر دويشان انجام داده اند و شهرام ناظري خوانندگي آنها را نيز برعهده دارد. ساز اصلي در قطعات ضبط شده تنبور است که صدايش گاه به صورت تکنوازي و گاه در قالب گروه نوازي به همراه دف و چند ساز ديگر شنيده مي شود. موسيقي اين آثار از لحاظ تماتيک و ساختار ملودي و ريتم برگرفته از موسيقي مقامي موطن ناظري ها کرمانشاه است. موسيقي ايراني از لحاظ فرم موسيقايي و فواصل و نوع پرده بندي داراي دو بخش کاملاً مجزا است؛ موسيقي دستگاهي و موسيقي مقامي. موسيقي دستگاهي شامل قطعات ضربي و آوازي است که از رديف موسيقي سنتي استخراج شده و با ترتيبي خاص اجرا مي شود. اما موسيقي مقامي يا مدال بر پايه مدها به وجود آمده که الگويي براي پرده بندي هستند. يعني فواصل بين پرده ها با الگويي خاص و از پيش تعيين شده چيده مي شوند. در موسيقي غربي از همين مدها براي ساختن دو گام اصلي ماژور (بزرگ) و مينور (کوچک) استفاده شد. چگونگي پيدايش اين مقام ها يا الگو هاي پرده بندي برمي گردد به نام آن يعني مقام، به زبان ساده تر هر کدام از اين الگو ها در مقام و شأني خاص خلق شده اند. در ايران و در نواحي مختلف جغرافيايي موسيقي مقامي از خيلي پيشترها در مراسم و آيين هاي مذهبي به صورت کلام و همراهي ساز وجود داشته و در رسم هاي مذهبي در مقام ستايش خداوند، شکرگزاري، دعاهايي براي نيايش، نزول باران و همچنين داستان هايي در مورد معراج پيامبر و غيره به کار مي رفته و مي رود. يکي از غني ترين منابع موسيقي در ايران کرمانشاه است. کردها ملودي هاي مقامي که در کلام کردي جاري شده را با ساز تنبور همراهي مي کنند. ساز تنبور از خانواده سازهاي زهي زخمه يي است که ساختار پرده بندي اش چيزي شبيه به گيتار و سازهاي غربي است، يعني اساساً فاقد ربع پرده است، سه سيم دارد که دو سيم زيرش همصدا کوک مي شوند و سيم بمش بسته به مقامي که اجرا مي شود در دو فاصله پنجم و هفتم نسبت به سيم هاي زير کوک مي شود و در اصطلاح به آن کوک پنج و کوک هفت مي گويند. برگرديم به سه اثر يادشده شهرام ناظري. بي شک هر سه اين آثار از مهم ترين موسيقي هاي زمان خود بودند چرا که موسيقي مقامي کرمانشاه و همچنين ساز تنبور را از فضايي مهجور و گوشه گير بيرون آورده و به غير از اهالي موسيقي هم شناسانده و تازه پا را از اينها فراتر گذاشته و اين نوع موسيقي را در گروه آثار مردمي قرار داده است. آنچه را که مردم کوچه و بازار با خود زمزمه مي کنند و در خاطرشان مي ماند، موسيقي مردمي گويند و اساساً مردم موسيقي را راحت زمزمه مي کنند که بر پايه کلام استوار است و با ريتم و ملودي همراهي مي شود، اين همان تعريف تصنيف است. همان طور که در موسيقي دستگاهي آهنگساز يا شاعر مي تواند بنا بر فواصل و پرده بندي هاي رديف موسيقي سنتي دست به تصنيف سرايي بزند و شعري را آهنگين کند، در موسيقي مقامي هم همين حالت وجود دارد يعني بنا بر الگوهاي پرده بندي در يک مقام مي توان کلامي را آهنگين کرد. کيخسرو پورناظري به همراه گروه تنبور شمس و شهرام ناظري در هر سه اين آثار به خوبي از عهده آهنگسازي روي اشعار برآمده و بي شک يکي از مهم ترين علل محبوبيت اين آثار همين است. اما راز ماندگاري اين تصنيف ها فقط محدود به فرم موسيقي آنها نيست، چرا که در طول اين مدت گروه تنبور شمس با خوانندگان ديگري هم همکاري کرده و حتي بعضي از همين قطعات همچون تصنيف مطرب مهتاب رو را خوانندگان ديگري هم اجرا کرده اند. صداي شهرام ناظري از موثرترين نشانه هاي ماندگاري و مردمي شدن اين قطعات است؛ صدا و لحني که جدا از آواز سنتي گاهي کنايه به ديگر سبک هاي موسيقي مي زند. ناظري جدا از شناخت و تسلطش بر رديف موسيقي ايراني و موسيقي مقامي از جنس و لحني خاص در صدا و تکنيکي کاملاً شخصي در نوع آوازخواني بهره مند است. صداي شهرام ناظري پا در عرصه يي ديگر گذاشته و در قالبي قرار گرفته که بيشتر مشخصه هاي آوازخوانان در ديگر سبک ها را در خود جاي مي دهد. در اين نوع از آوازخواني بيش از آنکه صداي شفاف و قدرتمند خواننده مطرح باشد تکنيک شخصي او مطرح است. گاهي وقت ها صدايي خش دار و گرفته بسيار دلنشين تر است از صدايي شفاف و صاف. ناظري با تحرير هاي خاص خودش و بالا و پايين بردن هاي ناگهاني صدا در انتقال حس به شنونده بسيار موفق است و اين، احساس نزديکي بين شنونده و خالق اثر را در پي دارد. به نظر مي رسد ناظري در هنگام خواندن بيش از آنکه سعي بر رعايت اصول آوازخواني در موسيقي سنتي داشته باشد به حس و حال خود و شعر توجه دارد. او همواره اشعاري را انتخاب مي کند که از شور و وجد عرفاني برخوردارند و شايد علت اصلي اينکه شهرام ناظري را بيشتر در کنار اشعار مولوي مي بينيم همين باشد. مرداد ۱۳۸۷
    تاریخ درج :  1388/12/18
    منبع :