• تور اروپای استاد ناظری به همراه گروه دستان (تهیه بلیت)
     استاد شهرام ناظری به همراه گروه دستان تور پاییزی در پنج شهر اروپایی خواهند داشت. این برنامه در شهرهای کلن، برلین، بروکسل، گوتبرگ و ا
    کنسرت استاد شهرام ناظری با گروه دستان در اروپا
    گروه دستان از اواخر نوامبر و اواسط دسامبر (دی ماه) تور کنسرت‌هایی را به همراه شهرام ناظری در اروپا برگزار می‌کند. 

    ایمیل :
    موبایل :
    آثار خبر و گزارش
    گفتگو و مقاله خانه دوستداران
     

    گفتگوي ويژه اي از استاد ناظري با وبسايت رسمي شان

    پس از مدتی فرصتی دست داد تا در خدمت شوالیه آواز؛ استاد شهرام ناظری، گفتگوی کوتاهی داشته باشیم. شرحی کوتاه از این دیدار که در فضایی بسیار دوستانه انجام شد را با هم می خوانیم: * استاد در مورد کار بر روی شاهنامه فردوسی توضیح بفرمایید. این پروژه تا کجا پیش رفته و در حال حاضر در چه مرحله ای است؟ تاکيد بسياري بر اجراي شاهنامه داشته ام و هم اکنون کار بر روی شاهنامه در سه بسترکاری در حال انجام است. یکی اجرای شاهنامه و ارایه آن با موسیقی مقامی است که برگرفته از فضای فکری و قومیتهای ایرانی هست و خوشبختانه در آکادمی کارتاژ تونس که یک شهر تاریخی با پیشینه ۴ هزار ساله هست و همچنین در جشنواره سن فلوران فرانسه هم اجرا شد. دیگری اجرای شاهنامه با ارکستر بزرگ با کلامی بر مبنای موسیقی دستگاهی به همراه کیوان ساکت بر روی شاهنامه کار کرده ایم. برداشت سوم نیز اجرای شاهنامه با گروه اینترنشنال در نیویورک با همراهی حافظ ناظری است که نمونه آن در سال ۲۰۱۰ در سالن کارنگی هال نیویورک بوده است. به هر ترتيب با اين فعاليتها و اجراهايي که داشته ام راه براي شاهنامه خواني ديگر خوانندگان باز شده است. * شما اثری ناتمام به نام زاگرس دارید وضعیت این آلبوم در حال حاضر چگونه است ؟ بله. آهنگساز این آلبوم ارسلان کامکار است که کار را به زیبایی برای ارکستر بزرگ تنظیم نموده و این اثر شرح حال موسیقیایی قومی است با فر و شکوه که در دامنه های سلسله جبال زاگرس زندگی می کنند. بخشی از اشعار این اثراز شاعر بزرگ معاصر زنده یاد حسین منزوی است. * شما در انتخاب شعر گاهی بیت هایی سخت و کلماتی دور از ذهن انتخاب می کنید که درگیر شدن و اجرای آن به سختی انجام می گیرد. حتی در اثر اخیر خود آلبوم سفرعسرت نیز این رویه را تکرار کرده اید. چگونه از پسِ اجرای آن بر می آیید و علت این تأکید و پشتکار شما برای این کار چیست ؟ بله درسته. در کنسرت سعد آباد هم غزلی از مولانا اجرا شد که با عنوان خربزه در دهان مکن معروف شد. اجرای شعرهای سور ريال مولانا و اصولا فضاهای سور ریال و وارد شدن به دنیای اسطوره ها و حماسه یکی از علاقه ها و سلیقه های هنری من است که خواننده های دیگر آواز وارد این حوزه ها نشده اند. استفاده از کلمات دور از ذهن طبق دریافت خود شاعر انجام می گیرد و معروف هست که به فروغ ایراد می گرفتند که چرا از کلمه ی انفجار در شعر خود استفاده کردی. در حالیکه فروغ نیاز جامعه را در شعر خود با این واژه نشان میدهد چرا که اعتقاد داشت جامعه ای که در آن زندگی می کند احتیاج به انفجار و تغییری ریشه ای داشته است. تفکری که بی مرز است. هنرمند بزرگ هر کاری که انجام دهد ارزشمند است. شما می بینید از صبا آواهایی بر جای مانده که حتی شعر هم نیست نوعی ضرب المثل و یک جمله طنز آمیز است که به آن «معر» می گویند.اما زیباست، چرا که صبا خوانده و زمزمه های او با سازش دلنشین است و توانسته توازن لازم را به وجود بیاورد. مانند این شعر استاد صبا: «میخوام برم بال پشت بوم/ می ترسم از راه پله کون»که می توان آنرا به عنوان نوعی آموزش بکار برد. اخوان ثالث هم در شعرش گاهی از کلماتی استفاده کرده که به هیچ عنوان زیبا نیستند، اما وقتی شما شعر را می خوانید همه چیز را زیبا و حیرت انگیز احساس می کنید. * وقتی به آثار شما گوش می دهیم حس می کنیم که توجه شما به لحن حماسی از همان ابتدا به نوعی در کار شما وجود داشته است. این ادعا به هنگام همراه شدن با آثار چاووش بسیار قوی است و حتی حس وطن پرستی زیادی به ما منتقل می کند. البته قبل از چاووش ها و قبل از انقلاب هم شما به طور مثال در آهنگ «مرا عاشق» که در سال ۱۳۵۶ در رادیو ایران ضبط شده همین حس حماسی را احساس می نمایید. لازم به یادآوری است که مرا عاشق با آهنگسازی پرویز مشکاتیان و اجرای گروه عارف تنظیم گردیده است. به طور کلی این حس حماسی مربوط به جغرافیایی است که در آن به دنیا آمدم یعنی «کرد». این حس از همان ابتدا در من بود و من سعی کردم در طول سالها آن را از دست ندهم و تقویتش کنم. * لطفا در خصوص کارهایی که دوست داشتید انجام بدهید ولی هنوز فرصت و امکانش به وجود نیامده است صحبت کنید. تصمیم داشتم که همه داستانهای مثنوی را بصورت اپرا یا اپرت با ارکستر بزرگ اجرا کنم. داستانهایی مثل کنیزک و پادشاه/ پیر چنگی/ طوطی و بازرگان. همان کار موسی و شبان هم ابتدا آواز بود و بعد موسیقی به آن اضافه شد و در کل برای یک چنین اثر ادبی نیاز به یک ارکستر بزرگ هست که بتواند فضای داستان را رنگ آمیزی کند. موسی و شبان مولانا یک داستان ساده نیست اثری است با هزار حال و معنی. * پیش از نوروز در مراسم نکوداشت بانو خاطره پروانه شرکت داشتید و در تیرماه امسال نیز به دیدار استاد احمد ابراهیمی رفتید و کمی پس از آن در مراسم تشییع پیکر استاد زنده یاد محمد نوری شرکت کردید. با توجه به روحیه تواضعی که همگان در شما سراغ دارند آیا با این کار می خواهید توجه مسؤولین را به پیشکسوتان موسیقی و آواز جلب کنید؟ مسولین همین که آزارشان نرسد ممنون خواهیم بود ما بدنبال توجه آنها نیستیم. بیشتر به دنبال قدردانی از یاد رفتگان هستم، کسانی که عاشقانه و آزادانه به فرهنگ ما خدمت کرده اند و می کنند. این نوع روحیه در هنرمندان امروزی نیست و از طرفی مسؤولین باید سپاسگزار این بزرگواران باشند، نه اینکه به عنوان مثال استاد ابراهیمی با هشتاد سال سن نگران اجاره خانه خود باشد. زنده یاد نوری به واسطه روح بلند نظرانه و آزادمنشانه ای که داشت بسیار قابل احترام بود. زمانی در برنامه ای زنده در سیما انتقادهای سختی را به صدا و سیما به دلیل حمایت از کارهای سخیف هنری وارد کردم و موسیقی صدا و سیما را فاجعه خواندم که ايشان یکی از هنرمندانی بود که بیشترین حمایت را از من داشت و بارها تماس گرفت و از من تشکر کرد. * شما از ابتدا لحنی حماسی داشتید و بدنبال نوآوری هایی بوده اید. این نگرشهای نو از کجا سرچشمه می گیرد؟ سی و پنج سال پیش بود که شبی در خانه پرویز مشکاتیان سه تار بدست گرفتم وشعری از نیما  می تراود مهتاب  را خواندم که باعث تعجب دوستان موسیقی دان شد و حتی یکی دو نفر از خوانندگان آواز به نشانه اعتراض جلسه را ترک کردند و گفتند ناظری دیوانه شده. مشکل ما اینجاست که گاهی با یک نوآوری مقابله می کنیم و هستند کسانی که وقتی این نوآوری به بار نشست و مورد پذیرش جامعه و مردم قرار گرفت از موضع قبلی خود فاصله می گیرند و این بار تا حدی پیش می روند که خود را صاحب این نو آوری قلمداد می کنند. * گاهی به نظر می رسد که شما در شکل گیری طرح تحریر های ریتمیک از مولانا تاثیر گرفته اید. آیا غزلیات مولانا با داشتن تکرارهایی که در شعر هست این نظر را تقویت می کند؟ تحریرهای ریتمیک تأثیر شناخت و نگرشی است که پس از سالها در موسیقی به آن رسیدم . نمی توان گفت این نوآوری از مکتب خاصی تأثیر گرفته باشد. در واقع این نوآوری نتیجه ی مجموعه ای از داشته ها و دانسته های شعر و موسیقی است که در طول چند دهه با آن در ارتباط بوده ام. * در بین آثار خوانندگان معاصر اثری هست که بر روی شعری از مولوی اجرا شده باشد و شما آن را بپسندید ؟ کمتر اثری این حالت را داشته و اگر هم بوده به صورتی نبوده که مختص فضای اشعار مولانا باشد. اصولا قدما یعنی بزرگان موسیقی یکصد سال اخیر چون اکثر بر غزلهای سعدی کار کرده اند در نتیجه نسل امروز در اجرای سعدی موفق ولی در برخورد با مولانا اشکال فراوان ديده مي شود. * در مورد کارهای تصویری چه خبری برای دوستدارانتان دارید ؟ دی وی دی آلبوم تصویری کنسرت سعد آباد هنوز آماده نشده است اما دی وی دی های دیگر در راهند. اثر تصویری دیگری در حال آماده شدن است که به زودی روانه بازار می شود و مربوط به شش شب بزرگداشت نیما هست. همچنین کنسرت به همراه لوریس چکناوریان در سالن میلاد -سال ۱۳۸۴- نیز اثر تصویری دیگری هست که به زودی در اختیار علاقمندان قرار خواهد گرفت. * توضیح می فرمایید که چطور با چکناوریان که خارج از ایران بوده اند همکاری کرده اید؟ لقب استاد برای چکناوریان کم است. همانند این است که بگوییم آقای خدا ! همان نامش را که بگویید کافیست: لوریس چکناوریان. این روزها آنقدر به هر کسی لقب استاد داده شده که این واژه را لوث کرده اند. وقتی ایشان به ایران آمدند با آوازخوانان ایرانی بیگانه بودند و می خواستند کاری انجام بدهند. آثار متعددی از خوانندگان ایرانی را در اختیارش گذاشتند تا خواننده ای را انتخاب کند و در نهایت گفت این صدا را می پسندم و می خواهم با صاحب این صدا کار کنم. * تا به حال شده که دوست داشته باشید با هنرمندی همکاری داشته باشید اما به دلایلی این فرصت دست نداده باشد؟ در خارج از ایران قرار بود با نصرت فاتح علی خان کار کنم که این غول قوال پاکستانی متأسفانه فوت کرد و در نهایت نتوانستیم با یکدیگر همکاری داشته باشیم. در ایران هم دوست داشتم با استاد صدیف کار کنم چرا که ایشان صلابت لحن آواز قدما را در صدایش دارد که متأسفانه تا کنون گرفتاریها این توفیق را از من گرفته. همچنین امکاناتی فراهم شد که با دومینگو همکاری داشته باشم ولی تا کنون انجام نشده. اما خوشبختانه با بیشتر موسیقی دانان مطرح ایران همکاری های خوبی داشته ام. استادان بنامی چون فرامرز پایور، جلیل شهناز، اصغر بهاری، حسن کسایی و احمد عبادی مرا پذیرفتند و با موسیقی دانان همدوره ی خودم نیز با همگی کارهایی انجام داده ایم. * در میان استادان آواز قدیم به کار کدام علاقه بیشتری دارید؟ گویا آوازهایی که گوش می دهید مربوط به چهل سال پیش و حتی قبل از آن است؟ به کارهای استادان آواز: علی خان نایب السلطنه،سید احمد خان ساوه ای، سلیمان خان امیر قاسمی، طاهرزاده، حسینعلی خان نکیسا، تاج، قمرالملوک وزیری و از میان موسیقیدانها به کارهای: عبادی، هرمزی، صبا، علی اکبر خان شهنازی علاقه دارم. من آواز چهل سال پیش به عقب تر را گوش می دهم. خوانندگانی که ادیب خوانساری به لحاظ تاریخی، آخرین آنان است. در صدای او صلابتی می بینید که در معاصرین دیده نمی شود. بطور کلی آواز ایرانی در این چهل سال اطو شد و همه موجها و دندانه های آن صاف شد، روح حماسی آن گرفته شد و بیشتر تبدیل به نوحه خوانی گردید. * ارتباط و یا علاقه شما با استاد حسین قوامی برای شما چه نکاتی به همراه داشت ؟ قوامی روح بلندی داشت که آن را بسیار می پسندیدم. بسیار گفته اند که آدم شدن مشکل است و قوامی این ویژگی را داشت که به قول قدما هنرمند باطن داری بود. * آیا درست است که شنیده ایم شما به ساز پیانو علاقه دارید؟ چه کسی می تواند موسیقی دان باشد و به پیانو که نقش مادر را دارد علاقمند نباشد! * بر روی ملودی قطعه شیدا شدم شعر دیگری نیز قرار داده اید و اجرا کرده اید در این خصوص هم توضیح بفرمایید. شعر شیدا شدم مربوط به آلبوم مولویه، در سالهای ۷۸-۷۷ سروده شد که با این ملودی چند شعر دیگر هم سرودم، ولی این شعر شیدا شدم برای این کار بهتر بود. شعر دیگری که با همین ملودی در کنسرت کارنگی هال نیویورک اجرا شده است که مطلع آن: ای عاشق حیران بیا/ در جان ما پنهان بیا/ در خلوت خونین دلان/ دیوانه و رقصان بیا می باشد. * ظاهرا دفتر شعری دارید و آیا اجازه می دهید از میان شعرهایی که سروده اید چند تایی را در وبسایت خودتان قرار دهیم ؟ بهتر است که بنده استاد آواز باقی بمانم. آوازم را بخوانم و خیلی ادعای شاعر بودن نکنم. * در حال حاضر وضعیت موسیقی ایران را چگونه می بینید؟ نگاه به موسیقی باید همانند عقاب و از بالا باشد، هنر نباید ویترینی باشد که متأسفانه این دیدگاه و این نگرش وجود ندارد. امروز نگاه به موسیقی پاپ هست و برای موسیقی پاپ امکانات و تسهیلات بیشتری برای کنسرت و .. مهیا می شود. جوانان ما که در موسیقی فعال هستند وضعیت مالی مناسبی ندارند و از حمایت لازم برخوردار نیستند. کارها هم که تکراری است و باید نگرشی در کل حوزه موسیقی بوجود بیاید و حتی از دست ما نیز کاری ساخته نیست. استاد سالاری آفتی برای موسیقی هست که بسیاری از خوانندگان امروزی تحت تاثیر آن هستند و موجب شده که شاگردان آواز بصورت فتوکپی آواز بار بیایند. فضای تقلید و شبیه خوانی همچون ویروس خطرناکی دامن آواز را گرفته و آن را بسوی قهقرا می کشاند. وارد شدن لحن های خارجی بخصوص عربی در آواز ایرانی تهدیدی است برای دنیای موسیقی و آواز. اگر این راه ادامه پیدا کند و به نسل بعد منتقل شود بخش بزرگی در طرز بیان ایرانی به عربی تبدیل خواهد شد.
    تاریخ درج :  1389/11/28
    منبع :