• تور اروپای استاد ناظری به همراه گروه دستان (تهیه بلیت)
     استاد شهرام ناظری به همراه گروه دستان تور پاییزی در پنج شهر اروپایی خواهند داشت. این برنامه در شهرهای کلن، برلین، بروکسل، گوتبرگ و ا
    کنسرت استاد شهرام ناظری با گروه دستان در اروپا
    گروه دستان از اواخر نوامبر و اواسط دسامبر (دی ماه) تور کنسرت‌هایی را به همراه شهرام ناظری در اروپا برگزار می‌کند. 

    ایمیل :
    موبایل :
    آثار خبر و گزارش
    گفتگو و مقاله خانه دوستداران
     

    ديدار با مرد بيستون در دروازه توچال

    سه شنبه چرا تلخ و بی حوصله؟ سه شنبه چرا این همه فاصله ؟ سه شنبه چه سنگین! چه سر سخت. فرسخ به فرسخ! سه شنبه خدا کوه را افرید! اما اینبار سه شنبه ما تلخ نبود بلکه شیرین شیرین بود همانطوری که یار ما نیز دیرین بود. آن روز سه شنبه بود و مسلم سه شنبه بود آن روزی که خدا کوه را آفرید! چه فرخنده عصری بود هنگامیکه به همراه برادرم امین و یار دبیرستانی محمد درکوهپایه های البرز میانی که دروازه شرقی توچال را در بر دارد به دیدار مرد بیستون رفتیم. تا بار دیگر در یابیم که فتح ارتفاعات به دست دروازه های شرقی است. آن روز بام تهران پذیرای رهگذارانی بود که سودایی در سر و شوری در دل داشتند که با آواز خوان اساطیری سرزمین خود دیدار دارند. ما ز بالاییم و بالا می رویم ما ز دریاییم و دریا می رویم سرانجام به مامن امید رسیدیم و اندکی پشت درب خانه استاد صبر کردیم تا ناخواسته شوق حضور بر ادب معمول غلبه نکند. اگرم در نگشایی ز ره بام درآیم که زهی جان لطیفی که تماشای تو دارد و کلیدی که روی درب ورودی خانه جا مانده بود را به مهمان نواز صمیمی استاد دادیم و در انتظار شاه کلید از گزیده ترین یار ماندیم. نوح تویی روح تویی فاتح و مفتوح تویی سینه مشروح تویی بر در اسرار مرا حجره خورشید تویی خانه ناهید تویی روضه امید تویی راه ده ای یار مرا پس از دقایقی انتظار شوالیه آواز که در طی سالهایی دراز با نو آوریهای خود پله های ترقی را یکی پس از دیگری به شایستگی بالا رفته بود با منشی دوست داشتنی از پله های خانه خود پایین آمد و با فروتنی خاصی پذیرایمان شد و بدون هیچگونه تکلفی با ما همصحبت شد. من در مقابل یار و یار برابرم ای وای چگونه شود اینکار باورم اسطوره ذهنی ما آنی نبود که شنیده و خوانده بودیم بلکه همانی بود که می دانستیم و می پنداشتیم و سالها با او روزگار گذرانده بودیم.براستی که او از همه رونوشت هایی که از اخلاقش خوانده بودیم هم ناب تر بود. آری او همان یادگار دوست بود که خالق  صدای سخن عشق شد. گفته بودم چونکه بیایی غم دل با تو بگویم چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی ساعتی گذشت و ما پی بردیم که هنگام رفتن نزدیک است.‍ پس هر کدام گوشه ای از احساس درونی خود و تجربه هایی که با آثار ایشان را داشتیم را خیلی کوتاه بیان کردیم که فضای محفل را دگرگون کرد و انسی بیشتر برایمان به ارمغان آورد. حال ما با تو حال دیگریست داستان عشق افسونگریست کودتای دل به سینه چون کند هر چه غیر توست را بیرون کند دگرگونی حال ما که با وصف آثار مرد بیقرار آواز ایرانی ولو که در چند جمله کوتاه بیان می شد رابطه حسی بسیار خوبی بوجود آورد. هر لحظه مرواریدی از فرهنگ ژرف آواز خوان مثنوی می سفتیم و استاد هم که ما را از دوستداران خاص خود دیدند با جملاتی در تاییدمان بر آمدند و شیرینی دیدار را دو چندان ساختند. مژده مژده بده یار پسندید مرا سایه او گشتم و او برد به خورشید مرا در انتهای دیدار آلبوم مولویه را با مرحمت استاد به همراه دستخط ایشان به رسم هدیه دریافت کردیم و ما هم خوشترین یادگار ماندگار این گنبد دوار را همراه یادگاری از این دیدار با خود همراه ساختیم تا جاییکه لحظات مشتاقی و مهجوری آونگ عشق را بیشتر از پیش برایمان به حرکت در آورد تا از ته دل بخوانیم . تا با غم عشق تو مرا کار افتاد بیچاره دلم در غم بسیار افتاد بسیار فتاده بود هم در غم عشق اما نه چنین زار که این بار افتاد
    تاریخ درج :  1390/5/20
    منبع :