• تور اروپای استاد ناظری به همراه گروه دستان (تهیه بلیت)
     استاد شهرام ناظری به همراه گروه دستان تور پاییزی در پنج شهر اروپایی خواهند داشت. این برنامه در شهرهای کلن، برلین، بروکسل، گوتبرگ و ا
    کنسرت استاد شهرام ناظری با گروه دستان در اروپا
    گروه دستان از اواخر نوامبر و اواسط دسامبر (دی ماه) تور کنسرت‌هایی را به همراه شهرام ناظری در اروپا برگزار می‌کند. 

    ایمیل :
    موبایل :
    آثار خبر و گزارش
    گفتگو و مقاله خانه دوستداران
     

    حافظ ناظری: همچون جنگجویی کُرد جنگیده ام

    اثری که به گفته این هنرمند کُرد "پیام آور صلح و دوستی و پلی است میان شرق و غرب. آلبوم ناگفته این هنرمند علاوه بر دو بار قرار گرفتن در صدر آثار کلاسیک جهان، هم اکنون یکی از شانس های اول دریافت جایزه گرمی در بخش آلبوم های کلاسیک می باشد. حافظ در این گفتگو می گوید برای رسیدن به جایگاه کنونی اش در هنر جهان همچون یک جنگجوی کُرد مبارزه کرده و جنگیده است.

    پیش از آنکه به محتوای این آلبوم و المانهایی که در ساخت موسیقایی آن به کار برده اید بپردازیم، اجازه بدهید در مورد تفاوت نام آن در انتشار داخلی و بین المللی اش سوالی مطرح کنم. چرا عنوان آن به زبان فارسی "بعد یازدهم" و در انتشار جهانیش "ناگفته" است؟ اصولا چه قرابتی می تواند میان این دو نام  وجود داشته باشد؟

    خوب معمولا وقتی عنوانی به زبانهای مختلف ترجمه می شود، در هر زبانی حس و حال مخصوصی با خود حمل می کند. نامی که من برای این اثر انتخاب کرده بودم، "Untold" یا همان "ناگفته" بود. ترجمه فارسی آن در مقایسه با معادل انگلیسی چندان جالب و زیبا به نظر نمی آمد؛ هرچند بعدها وقتی کمی بیشتر تامل کردم دیدم این عنوان نیز می تواند جالب توجه به نظر آید. این بود که خواستم نامی متفاوت با عنوان انگلیسی آن انتخاب کنم. من علاقه زیادی به دانش ستاره شناسی مدرن و فیزیک اتمی دارم. همانطور که شاید شما هم مطلع باشید پیشتر ما عموما فکر می کردیم که جهان تنها از سه بعد تشکیل شده است؛ ولی انیشتین به ما نشان داد که طبیعت از چهار بعد تشکیل شده که بعد چهارم همان بعد زمان-مکان است. در حال حاضر هم می دانیم که کیهان نه تنها 4 بعد بلکه 11 بعد دارد و بعد یازدهم  تنها از ارتعاش تشکیل شده است. موسیقی نیز چیزی جز ارتعاش نیست و وقتی که دیدم این اثر یک کار متفاوت است، عنوان بعد یازدهم را برایش برگزیدم. این نام از چند منظر هم با خود اثر و نوع تفکری که در پشت آن قرار گرفته همخوانی دارد و اینکه یک بعد تازه ای را معرفی می کند که من تلاش کردم با موسیقی و پیامی که دارد آن را به جهان معرفی کنم.

    شما در مراسم رونمایی از آلبوم در تهران گفتید که این اثر هویتی نوین در هنر موسیقی جهان است که نه شرقی است و نه غربی، و حتی گفتید که " در تولید این آلبوم با هیچکس رقابت" نکرده اید. می توانید خصوصیات این هویت نوین را بیشتر بشکافید؟

    ببینید در جواب این سوال شما می توان کتاب ها نوشت، ولی اگر بخواهم کوتاه و مختصر پاسخ بدهم باید بگویم اولا مهمترین شاخص اثر "Untold" یا بعد یازدهم این است که شاید یکی از معدود آثار موسیقایی در جهان باشد که شما خلاقیت و تغییر را در هر سه شاخه تشکیل دهنده موسیقی را در یک مجموعه می بینید؛ یعنی در "آواز"، "آهنگسازی" و "ارکستراسیون". از لحاظ آواز کارهای تازه ای را شاهدیم. از لحاظ آهنگسازی نیز به همین منوال و در نوع نوازندگی و ترکیب سازها نیز حرکات تازه ای صورت گرفته است. ولی شاید واقعا لزومی هم نداشته باشد که هریک را جداگانه معرفی کنیم. به طور خلاصه در بعد آواز یک نوع برخورد سازگونه با آواز ایرانی و تحریر صورت گرفته است. از نظر ساخت موسیقایی تلفیق نوینی از برخورد موسیقی شرق و غرب، با نگرشی متفاوت به هارمونی، می باشد. البته در نوازندگی و نوع سازها نیز علاوه بر اینکه تکنیکهای نوینی در نحوه نواختن را ارایه کرده است، یک ساز جدید به نام "حافظ" را هم به جهان معرفی می کند که در نوع خود جالب است.

    مساله ای  که در این اثر به وضوح به چشم می خورد خلاقیت هایی است که به کام تعدادی از هوادارن و مروجان موسیقی سنتی نیامده و آن را بدعتی در موسیقی سنتی عنوان کرده اند.

    طبیعتا هر کار تازه ای یک سری منتقد و یا موافق  دارد و این یک امر بدیهی است. اتفاقا برعکس تصوری که من داشتم و فکر می کردم مقاومتهایی در مقبال این اثر شکل خواهد گرفت چنین نبود و مخالفتها اصولا در آن حد نبود. این هم  نشان دهنده این است که جامعه خواهان نواوری و کارهای تازه است و از کارهای تکراری خسته شده است. من کلا آدم واقعبینی هستم که نه تعریف و تمجیدها بر روی کارم تاثیر چندانی می گذارد و نه سخنان مخالف. من هنرمندی هستم که به کاری که انجام می دهم اعتقاد دارم. اصولا به یک اصلی ایمان دارم و آن را می پرستم و آن هم اصل تغییر می باشد. خوشحال می شوم جامعه کارهایم را دوست داشته باشد؛ ولی حتی اگر هم عکس آن رخ دهد، برای من تغییر چندانی در اصل قضیه نخواهد داشت، چون به راهی که در آن قدم گذاشته ام ایمان دارم و به آن ادامه خواهم داد. متاسفانه در مورد این کار شاید بتوانم بگویم تا کنون نقد علمی ارائه نشده است. نظراتی که می بینیم بیشتر از روی احساس بوده و تا این لحظه کسی تحلیل و آنالیزی علمی از این اثر صورت ندادە و نقاط مثبت و منفی آن را بیرون نکشیده است. طبیعتا این اثری است که به دلیل اینکه نگرشی نو نسبت به موسیقی به مردم ارایه می دهد، از زمان خودش جلوتر است. اما با این وصف از تمام عشق و حسی که در این مدت از مردم دریافت کردم چه دوستانی که به این کار ابراز علاقه کردند و چه دوستانی که به مزاق آنها خوش نیامد، تشکر می کنم. من به همان اندازه ای که به دوستانم عشق می ورزم به منتقدانم نیز عشق می ورزم. چون می دانم منتقدان من هم به نوعی به کارهای من علاقه مند می باشند در غیر اینصورت آنها نمی آیند این همه وقت بگذارند و کارهای من را بررسی کنند. این هم یک نوع عشق است. من به همه عشق می ورزم و هیچ واکنش خاصی نسبت به حمایت ها و مخالفت های آنها نداشتم و همه برای من قابل احترام بوده اند.

    البته باید متذکر شوم که قبل از انتشار این اثر تصور می کردم با واکنشهای مختلف اعم از انتقاد و یا استقبال روبرو می شود اما چنین اتفاقی در آن حد که انتظار داشتم نیافتاد. خلاقیتهای معرفی شده در این اثر یک شبه به وقع نپیوسته است، بلکه این کار بر بنیانی به نام سنت استوار است. وقتی شما از خلاقیت حرف می زنید باید توجه داشته باشید که خلاقیت باید از درون سنت شکل بگیرد. زمانی که اثری قادر نباشد این اصل را مد نظر قرار دهد و کار تازه ای ارائه دهد این دیگر خلاقیت نیست و  بعد از مدتی مردم از آن روی گردان خواهند شد. ولی به نظر من چون در این کار ریشه ها حفظ شده و زنده است مردم توانستند با آن ارتباط برقرار کنند. همانطور که اطلاع  دارید این اثر طی دو ماه گذشته دوبار در راس بهترینهای موسیقی کلاسیک جهان قرار گرفته و دوبار هم در رده های دوم و سوم بوده است. یعنی از روزی که اثر منتشر شده است همیشه در راس بوده است. در جهان استقبال ویژه ای از این اثر شده، در ایران هم علی رغم اینکه به طور کامل منتشر نشده، به نظر من خیلی موفق بوده است. همانطوری که در رسانه ها دیده اید، تبلیغ چندانی برای این اثر صورت نگرفت؛ ولی با این حال برای من خیلی جالب است که مردم تقاضای کامل آن را دارند

    این اولین باری است که یک اثر از خاورمیانه تا این حد در سطح جهان می درخشد. به عنوان خالق این اثر دلیل و یا دلایل اصلی موفقیت اثرتان را در چه چیزی می بینید و چرا در ایران استقبال از آن در حد استقبال جهانی نبوده است؟

    خیلی سخت است که در مورد موسیقی قضاوت کرد و گفت که چرا اینگونه بوده است. به نظر من موسیقی صدای خدا است. ما همه ریشه ای از خدا در درون خودمان داریم. خدایی که باید پیدایش کنیم و در صورت یافتن این ذات همه چیز جهان به عشق تبدیل می شود. هنر موسیقی و هر هنری که آن ذره ای از ذات خدا را در درون خودش داشته باشد، در هر نقطه از جهان باشد مورد استقبال قرار خواهد گرفت و مهم نیست که سازنده این اثر چه کسی و از چه قوم و ملتی است. تنها ذات اثر مهم است. به نظر من یکی از دلایل استقبال از این کار همین موضوع است. از لحاظ هنری هم کاری است که مرزها را از بین می برد که این برای جهان جالب است. همه به دنبال این هستند که چیزهای تازه ای را در این جهان کشف کنند؛ صداهای ناگفته یا همان "Untold" را کشف کنند کە حتی فراتر از جنبه موسیقی نیز پیام تازه ای داشت.
    در خصوص اینکه چرا در ایران از این اثر استقبال نشده باید عرض کنم که استقبال شده ولی نباید منتظر واکنش سریع مردم یا جامعه باشیم، این کار یک کار تازه ای بود و شاید نباید چنین استقبالی صورت می گرفت. هنوز به صورت کامل منتشر نشده فقط دو فصل آن منتشر شده است. من در ماه های آینده به ایران خواهم رفت و کارهای تازه ای خواهم کرد و انشاالله کار را به صورت کامل منتشر خواهیم کرد. فقط حیف که خوب و مناسب معرفی نشد.

    بدون شک تعلق شما به خانواده ناظری و بهره مندی از پدری چون استاد شهرام ناظری یکی از دلایل موفقیت شما در هنر موسیقی است. استاد شهرام ناظری بارها هنر خود را مدیون فرهنگی می داند که در آن پرورش یافته، مردم کُرد و موسیقی و فرهنگ کُرد. شهرام ناظری و خلق کُرد در نظر حافظ ناظری چگونه است؟

    ببینید در فیلمی که در رابطه با مراحل تکمیل "Untold"
    ساخته شدە  و در روزهای آینده منتشر خواهد شد، در مورد این موضوع صحبت کرده ام. واقعا من فکر می کنم که یک جادویی در "ژن کُرد" وجود دارد؛ چیز خاصی است که تعریف پذیر نیست. کُرد بودن یک اسطوره است. البته من انسان نژاد پرستی نیستم ولی در مورد یک واقعیت حرف می زنم. با وجود اینکه من در تهران متولد شده ام و متاسفانه زبان کُردی را به خوبی صحبت نمی کنم، اما در یک خانواده کُرد متولد و بزرگ شده ام. هم پدرم کُرد است و هم مادرم. یعنی من صد در صد کُرد هستم و این یک موهبتی برای من بوده که از این ژن کُرد بودن بهره ببرم. واقعا همچون یک کُرد خودم را جنگجویی می بینم که همیشه برای آزادی و تغییر جنگیده ام؛ به مثابه یک مبارز، و این فقط به خاطر ژن کُردی است که از آن بهره برده ام. همیشه همچون مبارزی در زندگی جنگیده ام و برای هدفی که داشته ام مبارزه کرده ام. خود زندگی من نشانگر این موضوع است. من در 20 سالگی ایران را ترک کردم، زمانی که می توانستم با ارائه کنسرت و موسیقی میلیونر شوم و به بهترین ها در زندگی دست پیدا کنم. من همه اینها را رها کردم و در سخت ترین شهر جهان، نیویورک، همه چیز را از صفر شروع کردم. نه کسی را می شناختم و نه پشتیبانی داشتم و در این شرایط مبارزه کردم و راهم را ادامه دادم. معتقدم چنین چیزی از ذات کُرد بودنم و مبارز بودنم نشات گرفته است. ذاتی که من را به سمت یک هدف بزرگتر و آرزویی بزرگتر از شهرت و تجملات مادی سوق داد. پس کُرد بون واقعا یک سعادت است برای من. همانطور که خود موسیقی کُردی نیز بر روی من تاثیری ناخوداگاه گذاشته است. اگر توجه کنید در بسیاری از کارهای من ردپای موسیقی کُردی خصوصا نغمات و فرهنگ و طرز تفکر کُردی کاملا مشهود است.از جهات بسیاری طرز تفکر و خصوصیات شخصیتی من با پدرم متفاوت است، اما من نیز همچون پدرم خودم را مدیون این فرهنگ و ذات می دانم و باز هم می گویم که کُرد بودن برای من یک سعادتی است که از آن بهرمند شده ام. آرزو می کنم که روزی بتوانم باعث افتخار سرزمین کُردستان شوم و بتوانم نام کُرد و کُردستان را در جهان بیش از پیش پرآوازه کنم.

    علیرغم صحبت های صریح پدرتان و خود شما در خصوص موسیقی و فرهنگ کُردی، انتقادی که وجود دارد این است که چرا تا کنون شاهد اثری منسجم برای قدردانی از این خلق از سوی شما و پدرتان نیستیم؟

    خوب اثر منسجم به چه معنی است؟ در هر صورت یک زمانی اثری می بینید که شاید زبانش کُردی نباشد اما شناسنامه اثر و هویت آن کُردی است. تنها زبان نمی تواند به این آثار شناسنامه بدهد. مهم حفظ هویت است نه جزئیات. شاید ما کاری صرفا کُردی نداشته باشیم، ولی ما در تمام کنسرتهایی که برگزار کرده ایم بخشی از برنامه را موسیقی کُردی اختصاص داده ایم. مثلا در کنسرت های اخیر "Untold" که در سرتاسر ایالات متحده برگزار شد بخشی از کنسرتمان را به موسیقی کُردی اختصاص داده بودیم. این حقیقت را نمی توان انکار کرد که می توان تا بی نهایت در موسیقی کُردی پیش رفت، اما واقعا ما هم به نوبه خود تلاش بسیاری برای بسط این فرهنگ و هنر کرده ایم. حالا برخی از دوستان کارهای کُردی زیادی ارائه کرده اند اما باز هم معتقدم که ما نیز در حد خودمان تلاش وافری به خرج داده ایم تا پرچم کُرد بودنمان را در مهمترین مکانهای فرهنگی جهان به اهتزاز درآوریم؛ کاری که کمتر هنرمندی توانسته در قبال فرهنگ و مردم خود صورت دهد.

    در  طی سال های اخیر بسیاری از هنرمندان برجسته کُرد مانند پدرتان و کیهان کلهر و گروه کامکارها کنسرت ها و آثاری را با همکاری هنرمندان کُرد در اقلیم کُردستان منتشر کرده اند، آیا هیچ برنامه ای برای برگزاری کنسرت و یا انتشار آثارتان در اقلیم کُردستان دارید؟

    اتفاقا این یکی از آرزوهای من است. یکی از دلایلی که با انجام این مصاحبه موافقت کردم این بود که از این طریق صدای خودم را به گوش مسئولین فرهنگی و مراکز فرهنگی کُردستان برسانم. آرزوی من این است که اگر شرایط فراهم بشود همان پروژه ای را که قصد دارم در ایران به انجام بر سانم، برای کُردستان صورت بدهم. آرزو دارم که ستاره های موسیقی کلاسیک دنیا را به کُردستان ببریم و برنامه های خوبی را در کُردستان اجرا کنیم؛ مشابه کاری که در ماه سپتامبر در ایران صورت خواهم داد. انجام این پروژه هنری در این برهه زمانی بسیار واجب است چون کار من فقط کنسرت نیست، کار من یک پیام هنری است. پروژه ای که تلاش می کند سطح تفکر جامعه را ارتقاء ببخشد و پیامی تازه برای نسل جوان به ارمغان آورد. کنسرت موسیقی معمولا دارای جنبه های تفریحی و لذبخشی برای مردم است. ولی با این پروژه ما قصد ارتقا فهم و دیدگاه نسل جوان که سازندگان آینده هر فرهنگ و اجتماعی می باشند را داریم. طی سالیان گذشته درخواست های بسیاری از ما برای اجرای کنسرت در کُردستان شده است که امیدوارم مسئولین فرهنگی از طریق این مصاحبه اعلام آمادگی ما را بشنوند و بتوانند شرایط را برای برنامه ای انقلابی در فرهنگ و هنر فراهم کنند. معمولا برنامه های ما برنامه های پر هزینه ای است و تنها دولت قادر به تامین هزینه های آن خواهند بود، دلیل آن هم حضور بسیاری از اسطوره های موسیقی جهان است. امیدوارم شرایطی برای این برنامه ها فراهم شود و ما بتوانیم از طریق ستاره های موسیقی جهان یک انقلاب فرهنگی و هنری را در کُردستان ایجاد کنیم نه اینکه فقط برای سرگرم کردن مردم برنامه ای برگزار کنیم.

    آیا "سمفونی رومی" یا "ناگفته"هایتان به کُردستان هم سفر خواهد کرد؟

    متاسفانه به دلیل اینکه هیچ ارتباطی میان ما و مسئولین اقلیم وجود ندارد تا کنون در کُردستان منتشر نشده است. امیدوارم مسئولین اقلیم شرایطی را مهیا کنند که این اثر خاص را که در درونش ذات و ریشه فرهنگ کُرد وجود دارد، بتوانیم در اختیار مردممان در کُردستان قرار بدهیم؛ یا اینکه یکی از کمپانی های کُردستان بیاید و آنرا از شرکت سونی خریداری کند و مبادرت به انتشار آن در کُردستان نماید.

    به عنوان سوال آخر شما بارها اعلام کرده اید که سمفونی رومی "پیام آور صلح و دوستی وپلی است میان شرق و غرب". با توجه به این تعریف گام بعدی برای بسط این پیام جهانی چه خواهد بود؟

    هدف من این است که فرهنگ کُرد و فارس را به گونه ای دیگر و با الگو و طرز تفکری متفات با آنچه در گذشته وجود داشته، به جهانیان معرفی کنیم. با آثار موسیقایی که به وجود می آورم تلاش می کنم که زبان تازه موسیقایی به وجود بیاورم؛ زبانی که به ما می گوید همه ما با وجود اینکه هر یک به خاک و سرزمینی تعلق داریم اما در عین حال بخشی از جهانی هستیم که هیچ مرزی در آن وجود ندارد و متعلق به همه ما است. همین که شما در حال حاضر می توانید با استفاده از اینترنت با من که در نیویورک هستم صحبت کنید و یا دیگری در لحظه می تواند بفهمد که در افغانستان چه خبر است، تداعی کننده این مفهوم جهانی است. پس ما باید به سمت زبانی جهانی برویم تا با جهان ارتباط برقرار کنیم. فرهنگ ها باید با همدیگر به گفتگو بنشینند، انسانها باید به دیگر فرهنگها احترام بگذارند. باید از یکدیگر یادبگیرند و عاشقانه با هم برخورد کنند و حرف از یگانگی بزنند. موسیقی نیز باید چنین طرز تفکری را در خود داشته باشد. هدف من در سمفونی رومی این است که تا زمانی که زنده هستم آثاری را به وجود بیاورم که در این راه و در راستای ایجاد یک زبان موسیقایی جهانی گام بردارد. فکر می کنم که نقش من در گسترش این پیام جهانی نقش ویژه ای است به این دلیل که در سال های اخیر هنرمندان بزرگی داشتیم که آثاری جهانی ارائه داده اند، ولی این اولین بار است که اثری از خاورمیانه تا این حد توجه جهانیان را به خود جلب کرده است. این موفقیتا دیگر نمی تواند شخصی باشد. کار من یک کار ملی است. موفقیت من موفیقت ایران و کُردستان است. باید دست به دست هم بدهیم. امیدوارم روزی لیاقت این را داشته باشم که حقیقت فرهنگ کُرد و فارس را از طریق موسیقی تازه ای که پدید آورده ام به جهانیان معرفی کنم

    تهیه و تنظیم: عمار گلی

    این گفتگو پیشتر در شماره ١٣٤٢ روزنامه هاولاتی در اقلیم کُردستان منتشر شده است
    تاریخ درج :  1393/4/26
    منبع :  سایت خبری تحلیلی روز